مطالعات تلمودي او را چندان قانع نميساخت و متوجه فلسفه و علم شد (يعني نجوم، طب و دستور زبان)، او به ويژه به مطالعهٴ ترجمههاي عبري كتاب الخزري يهوداي لاوي (دوازدهم ـ 1) و
دلالةالحائرين ابنميمون پرداخت؛ وي مدافع پرشور ابنميمون بود.
نوشتههاي او منحصراً به زبان عبري است. فهرست آثارش به ترتيب تقريب زماني به شرح زير است. مهمترين عنوانها 8، 9، 10، 11 و 13 است.
1. اشارههايي به بخشهاي مختلف آثار ابراهيمبن عزرا (دوازدهم ـ 1)، كه يكي از آنها در باب عدد هفت است.
2. مشاهدات نجومي يك شاگرد. حاشيه بر تلخيص المجسطي ابنرشد ترجمهٴ يعقوب آناطولي در سال 1231. بحث در باب شبانهروز نجومي و طول روز و شب در فصول و عرضهاي مختلف جغرافيايي.
3. حاشيه بر مقالهٴ اول قانون ابنسينا.
4. پاسخ به سوالات اخترگويي شِلتيل جيراشي (يا حِن)، رابي كاتالونيايي كه در حدود 1383 در بارسلون برآمد، در باب اقتران حقيقي و متوسط.
5، 6. پنج نامه به ماهر قرسقاس در باب مسائل تورات. يكي از آنها دربارهٴ عدد ده است، با اشاره به ابراهيمبن عزرا و لاويبن گرشن. ديگري در باب بقاي روح است. سومي حاوي نظرياتي است دربارهٴ روح كه در كتاب نخل ابواَفلَح آمده است.
ابو اَفلَح سرقسطي (اهل سيراكوز، نه سرقسطهٴ اندلس) نويسندهٴ عربي (؟) ناشناسي است كه كتابي در باب درخت خرماي منسوب به سليمان نبي به درخواست ابو (يا ابن) مسعود اشبيلي نوشت، كه زماني رئيس مدرسهاي در مراكش بود. اين كتاب تنها به عبري در دست است. يكي ديگر از كتابهاي او (در كيميا) كه آن هم تنها به زبان عبري در دست است،
مادر شاه نام دارد.
سُلُمان گانْدز (نامهٴ سيام ژوئيه 1935) اطلاعات بيشتري در مورد كتابالنخل برايم لطف كرده است: اين كتاب چيزي در مورد جنسيت درخت خرما نميگويد، بلكه در آن گفته ميشود چگونه از شيرهٴ رطب پرندهٴ مصنوعي بسازيم كه به پرسشهايمان پاسخهاي غيبي بدهد.
محتوي: رازورزي، جادو، طلسم، كيمياگري، حكمت روحاني، شناخت بادها و غيره. كتاب بهظاهر پيش از فتح نورمانها (1071 ـ 1091) نوشته شده، چون در آن اشارههايي به فرمانروايان عرب سيراكوز وجود دارد. ولي درواقع، آن مدتها بعد نوشته شده است. و در آن از ابنرشد نقل قول شده است. بايد نتيجه گرفت كه عملاً در سدهٴ سيزدهم يا چهاردهم تأليف شده است.
7. نامهٴ تسليت براي يوسف ابراهيم، پسر ابراهيمبن اسحاق لاوي رابي گرونا، در مورد مرگ پدر در سال 1393.